السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
422
تفسير الميزان ( فارسي )
« وَراوَدَتْه الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِه وَغَلَّقَتِ الأَبْوابَ وَقالَتْ هَيْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّه إِنَّه رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّه لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » « 1 » و در آيه شريفه « قالُوا تَاللَّه لَقَدْ آثَرَكَ اللَّه عَلَيْنا وَإِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ . قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّه لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » « 2 » . و در آيه شريفه « فَلَمَّا رَآه مُسْتَقِرًّا عِنْدَه قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِه وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ » « 3 » كه راجع به داستان سليمان ( ع ) است ، سليمانى كه ملك عظيمى به او داده شده ، سليمان نافذ الامر و دارنده آن قدرت عجيبى كه وقتى دستور احضار تخت بلقيس ملكه سبا را از سبا به فلسطين صادر مىكند در كوتاهترين چشم به هم زدنى پيش رويش احضار و نصب مىشود و در عين حال تكبر و نخوت عارضش نمىشود ، و پروردگارش را از ياد خود نمىبرد و بدون هيچ مكثى در حضور كرسىنشينان درباريش به بهترين وجه بر پروردگار خود ثنا مىگويد . خواننده عزيز ! لازم است بعد از تدبر در اين آيات و پى بردن به ادب انبيا ، نظرى هم به آيات راجع به نمرود ، فرعون و ديگران انداخته و طرز گفتار و رفتار آنان را با رفتار و گفتار انبيا مقايسه نماييد . از آن جمله داستان حضرت ابراهيم با نمرود مىباشد : « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّه أَنْ آتاه اللَّه الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ » « 4 » و اين پاسخ را وقتى داد كه دو نفر را كه از زندان
--> ( 1 ) زنى كه يوسف در خانه او بود او را شب و روز دنبال مىكرد و مىخواست از او كام دل بگيرد تا آنكه روزى همه درها را بر او و خودش بست و به وى گفت بيا كه شيرينترين آرزو در انتظار تو است ! ، گفت پناه مىبرم به خدا از اين دعوت ، او ( خدا ) مالك من است و در تربيت و اكرام من بسط يد و رفع منزلتم احسانها كرده ، بدرستى كه ستمكاران رستگار نمىشوند . سوره يوسف آيه 23 . ( 2 ) گفتند به خدا سوگند هر آينه خداوند تو را بر ما برترى داد و ما در كارى كه كرديم جز گنهكاران نبوديم ، يوسف گفت امروز ديگر بر شما خرده گيرى نيست ، من از خدا برايتان طلب مغفرت مىكنم و خدا شما را مىبخشد و او ارحم الراحمين است . سوره يوسف آيه 92 . ( 3 ) پس آن گه كه سليمان آن را ( ملكه سبا ) در نزد خود يافت ، گفت اين از فضل پروردگار من است تا بيازمايدم كه آيا شكرگزارم يا كفرانگر ، و هر كه شكرگزار باشد فقط براى خويشتن شكرگزار است و كسى كه كفران ورزد ، البته پروردگارم بىنياز و كريم است . سوره نمل آيه 40 . ( 4 ) آيا فكر نمىكنى در باره آن كسى كه با ابراهيم راجع به پروردگارش احتجاج نمود ؟ سبب سركشى كه به خداى متعال ميكرد اين بود كه خدا به وى سلطنت داده بود ، وقتى ابراهيم به او گفت پروردگار من آن كسى است كه زنده مىكند و مىميراند ، او در جواب گفت من نيز زنده مىكنم و مىميرانم . سوره بقره آيه 258 .